پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن

عاقبت در خاک چون تیر کمان خواهم شدن

عاشقان را خاکساری رتبه آزادگیست

زیر پای توسنت چون پرنیان خواهم شدن

وامکن بیجا متاع ظلم در دکان دهر

نقد سوای تو را من کاروان خواهم شدن

آنقدر من در خیال شوقت از خود رفته‌ام

با خدنگ ناز تو سنگ نشان خواهم شدن!

قالب افسرده‌ام در راهت آخر خاک شد

زیر پایت گر زمینم آسمان خواهم شدن!

شکر آن دولت که ای ابروکمان از راستی

با خدنگ ناز تو سنگ نشان خواهم شدن!

ذره‌آسا پیش خورشید رخ زیبای تو

زانفعال ناکسی‌ها بی‌نشان خواهم شدن

گرچه در کویت نمی‌آیم به سلک عاشقان

چون سگان اندر حریمت پاسبان خواهم شدن!

جای آن دارد که طغرل فضل را باشد رواج

یک قلم همچون الف در قلب جان خواهم شدن!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کن
  2. شمارهٔ ۲۷۲سواد سرمه شام است در چشم نگار من
  3. شمارهٔ ۲۷۳تا کشد از رخ نقاب آن ماه سیمین‌ساق من
  4. شمارهٔ ۲۷۴آه از جوش صفای طبع معنی‌زای من
  5. شمارهٔ ۲۷۵ - تاجی‌جانتاب رخت ندارد خورشید طاق گردون
  6. شمارهٔ ۲۷۶شوخ شهرآشوب من گر بی‌حجاب آید برون
  7. شمارهٔ ۲۷۷به یاد خنده آن لعل میگون
  8. شمارهٔ ۲۷۸بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.