پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

سواد سرمه شام است در چشم نگار من

به جز ظلمت دگر چیزی نبیند روزگار من

ازآن سرگشته‌ام در وادی عشق پری‌رویی

که باشد مرکز پرگار حسرت اختیار من

نباشد حاصل عمرم به جز داغ جدایی‌ها

کجا سر بر زند جز لاله از خاک مزار من؟!

چرا مهر بتان با عاشقان بوالهوس باشد؟

ازین سواد و غم یارب تبه شد حال زار من!

اگر چه دورم از دیدار وصل او ولی باشد

کتاب لوح دیوان خیالش در کنار من

هزار افتاده دارد بر سر کویش چو من لیکن

به جز صوت فراق او نیابی از هزار من!

ز بیم آنکه ننشیند به چین دامنش گردی

به راهش آب می‌پاشید چشم انتظار من

ز بس کردم تحمل در غم هجران او طغرل

میان عاشقان بسیار باشد اعتبار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴آه از جوش صفای طبع معنی‌زای من
  2. شمارهٔ ۲۷۵ - تاجی‌جانتاب رخت ندارد خورشید طاق گردون
  3. شمارهٔ ۲۷۶شوخ شهرآشوب من گر بی‌حجاب آید برون
  4. شمارهٔ ۲۷۷به یاد خنده آن لعل میگون
  5. شمارهٔ ۲۷۸بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او
  6. شمارهٔ ۲۷۹قدر مسیحا برد لعل سخندان او
  7. شمارهٔ ۲۸۰شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او
  8. شمارهٔ ۲۸۱ - سیدجانسرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.