پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

مرحبا ای دلبر سیمین‌تن سیمین‌بدن

جعد مشکینت بود در گردن جانم رسن!

تا خم ابروی پیوست تو شد محراب ما

فرض آمد سجده با پیر و جوان و مرد و زن

این همه بیداد یا رب از کجا آموختی

حبذا نارفته از لعل لبت بوی لبن؟!

از حریم درگه خود دور کن اغیار را

زاغ را لایق نباشد آشیان اندر چمن!

دیده‌ام خوبان عالم را به خوبی کی بود

چون تو شوخی در میان خوبرویان زمن؟!

بویی از زلفش به چین مستوجب غوغا بود

این قماش فتنه را کس چون برد سوی ختن؟!

همچو من طغرل کسی در عشرت‌آباد جهان

بکر معنی را نیاوردست در عقد سخن!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن
  2. شمارهٔ ۲۷۰- باسط‌جانبا برگ رخسار گلت ای گل‌بدن خوارم مکن!
  3. شمارهٔ ۲۷۱ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کن
  4. شمارهٔ ۲۷۲سواد سرمه شام است در چشم نگار من
  5. شمارهٔ ۲۷۳تا کشد از رخ نقاب آن ماه سیمین‌ساق من
  6. شمارهٔ ۲۷۴آه از جوش صفای طبع معنی‌زای من
  7. شمارهٔ ۲۷۵ - تاجی‌جانتاب رخت ندارد خورشید طاق گردون
  8. شمارهٔ ۲۷۶شوخ شهرآشوب من گر بی‌حجاب آید برون
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.