پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴ - عبدالرشیدجان

عارضت آفتاب می‌گویم

نرگست را شهاب می‌گویم

با تو ای نور چشم حرفی چند

من ز راه صواب می‌گویم

دل ربودی مرا به تار زلف

سخن از پیچ و تاب می‌گویم

ای پری گوش جانب من کن

ماجرای عذاب می‌گویم

لاله‌آسا من از غمت داغم

خانه دل خراب می‌گویم

روزگار مرا سیه کردی

خال لعلت غراب می‌گویم

شوخ‌چشما بیا به کلبه من

با سوالت جواب می‌گویم

یاد لعلت هر آنکه کرد نمرد

این حدیث از کتاب می‌گویم

دوش کردی مرا نگه لیکن

این قدر کی حساب می‌گویم؟!

گر ز من ای طبیب پرسی رنج

جگرم را کباب می‌گویم!

ابر لطفش به سر نمی‌بارد

رشحه‌ای از سراب می‌گویم

نکته‌های وصال او طغرل

شب هجران به خواب می‌گویم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶ - حبیب‌جانحلاوت در دلم از عشق جانان
  2. شمارهٔ ۲۶۷مرحبا ای دلبر سیمین‌تن سیمین‌بدن
  3. شمارهٔ ۲۶۸زیر بار عشق تو قدم دو تا خواهد شدن
  4. شمارهٔ ۲۶۹در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن
  5. شمارهٔ ۲۷۰- باسط‌جانبا برگ رخسار گلت ای گل‌بدن خوارم مکن!
  6. شمارهٔ ۲۷۱ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کن
  7. شمارهٔ ۲۷۲سواد سرمه شام است در چشم نگار من
  8. شمارهٔ ۲۷۳تا کشد از رخ نقاب آن ماه سیمین‌ساق من
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.