پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۱

بیا ای باعث شور جنونم

که چون زلف دلاویزت نگونم!

تویی آن شاهد شیرین تکلم

من آن فرهاد کوه بیستونم

اگرچه دورم از وصلت ولیکن

دلیل شوق باشد رهنمونم

نپرسیدی ز احوالم که چون است

بیا بنگر که بی‌روی تو چونم!

نگفتی درگه پیمان و سوگند

که باشد با تو در اینجا سکونم

هنوزم در وفا تسلیم نآری

چو کردی در جفاها آزمونم

کجا شد عهد و پیمانی که کردی؟!

فریبیدی به تلبیس و فسونم!

به فرمان غمت از من چه سر زد

که افکندی چنین خوار و زبونم؟!

خیال سوزن مژگانش طغرل

رفو سازد همه چاک درونم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳من از ساقی برای دفع غم توقیر می‌خواهم
  2. شمارهٔ ۲۶۴ - عبدالرشیدجانعارضت آفتاب می‌گویم
  3. شمارهٔ ۲۶۵تا نگه از چشم حیران کرده‌ایم
  4. شمارهٔ ۲۶۶ - حبیب‌جانحلاوت در دلم از عشق جانان
  5. شمارهٔ ۲۶۷مرحبا ای دلبر سیمین‌تن سیمین‌بدن
  6. شمارهٔ ۲۶۸زیر بار عشق تو قدم دو تا خواهد شدن
  7. شمارهٔ ۲۶۹در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن
  8. شمارهٔ ۲۷۰- باسط‌جانبا برگ رخسار گلت ای گل‌بدن خوارم مکن!
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.