پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲ - عبدالهریم جان

عشق تو بلای جان و دینم

درد و الم تو آن و اینم

با عشق تو شهره زمانم

گر چند فتاده زمینم

داغم ز غم تو لاله‌آسا

چاک است ازان دل حزینم

ای صید کمان ابرویت من

چشم تو همیشه در کمینم!

لعلت به ستیزه می‌فشاند

حنظل به دهن ز انگبینم

هرچند که دورم از بر تو

نام تو بود خط نگینم

رم کرده ز ما غزال خویت

بودست مگر قدر همینم؟!

یک بار نگفتی از تلطف

کای عاشق زار کمترینم!

مقصود تو چیست کآنچنانی؟!

تا بو که بگویمت چنینم

جان و دل و دین به باد دادم

با مصحف روی تو یمینم!

از عشق تو سود من همین بس

فرهاد بگفته آفرینم!

نامم چو به عاشقی علم شد

طغرل شده سرخط جبینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴ - عبدالرشیدجانعارضت آفتاب می‌گویم
  2. شمارهٔ ۲۶۵تا نگه از چشم حیران کرده‌ایم
  3. شمارهٔ ۲۶۶ - حبیب‌جانحلاوت در دلم از عشق جانان
  4. شمارهٔ ۲۶۷مرحبا ای دلبر سیمین‌تن سیمین‌بدن
  5. شمارهٔ ۲۶۸زیر بار عشق تو قدم دو تا خواهد شدن
  6. شمارهٔ ۲۶۹در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن
  7. شمارهٔ ۲۷۰- باسط‌جانبا برگ رخسار گلت ای گل‌بدن خوارم مکن!
  8. شمارهٔ ۲۷۱ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کن
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.