پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

ندانم نشئه از پیمانه چشم که در جامم

زند بر هم دم صبح نشاطم ظلمت شامم!

به دیوان خیالم نیست غیر از ابجد عشقش

ز نقش این نگین باشد بلندآوازه نامم

گل طبعم شکفته از نسیم نکته‌سنجی‌ها

سراپا دم زند از پخته مغزی میوه خامم

تپیدم ناله کردم سوختم با خویش پیچیدم

به موج بی‌قراری ناخدا گردید آرامم

حصول مدعا در چهره دهرست ناپیدا

به جای شهد شد حنظل نصیب از دور ایامم!

می شادی به هرکس قسمت از روز ازل باشد

نشد از ساقی دور فلک یک جرعه در کامم

کجا آید مرا طغرل به خاطر جنت و حورش

که همچون هاله امشب من هم‌آغوش مه تامم؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹ناله همان به که ز دل سر کنم
  2. شمارهٔ ۲۶۰چو گل زین باغ یک دل غرق خونم
  3. شمارهٔ ۲۶۱بیا ای باعث شور جنونم
  4. شمارهٔ ۲۶۲ - عبدالهریم جانعشق تو بلای جان و دینم
  5. شمارهٔ ۲۶۳من از ساقی برای دفع غم توقیر می‌خواهم
  6. شمارهٔ ۲۶۴ - عبدالرشیدجانعارضت آفتاب می‌گویم
  7. شمارهٔ ۲۶۵تا نگه از چشم حیران کرده‌ایم
  8. شمارهٔ ۲۶۶ - حبیب‌جانحلاوت در دلم از عشق جانان
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.