پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم

به صد مضراب می‌تازد فغانم لیک خاموشم

اگر چندی که چون سروم درین گلشن به آزادی

غلام همتم جز حلقه او نیست در گوشم

نصیب از قسمت جام ازل با من

مسئله‌ای دارم ولیکن پنبه‌درگوشم

خویش تا دادم عنان صبر و طاقت را

یاد پای‌بوسش رفته از من پیشتر هوشم!

زآن روزی که جانم شد نشان ناوک تیرش

ز بار عشق او خم گشته مانند کمان دوشم

تجرد مشربم آسوده اندر بستر راحت

به غیر از شاهد معنی نمی‌باشد در آغوشم

غریق لجه عشقم چه می‌پرسی ز احوالم؟!

وطن در جیب خود دارم حباب خانه‌بردوشم!

نمی‌باشد لباسی در بر من غیر عریانی

ندارم کسوت دیگر ز عالم چشم می‌پوشم

برد هوش از سرم طغرل همین یک مصرع بیدل

جهان تعبیر بود آنجا که من خواب فراموشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴ندانم شمع رخسار که روشن شد ز آمالم
  2. شمارهٔ ۲۵۵نشئه از میخانه تحقیق می‌خواهد دلم
  3. شمارهٔ ۲۵۶آبله شد سد ره منزلم
  4. شمارهٔ ۲۵۷ندانم نشئه از پیمانه چشم که در جامم
  5. شمارهٔ ۲۵۸نباشد جز حساب غم به جدول خط تقویمم
  6. شمارهٔ ۲۵۹ناله همان به که ز دل سر کنم
  7. شمارهٔ ۲۶۰چو گل زین باغ یک دل غرق خونم
  8. شمارهٔ ۲۶۱بیا ای باعث شور جنونم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.