پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

ز معمار خرابی بس که همچون گنج معمورم

چو مرهم عاقبت گل می‌کند از زخم ناسورم

جز آهنگ محبت نیست در مضراب من دیگر

همین «عشاق » می‌آید به گوش از ساز تنبورم

مرا اندیشه هجر و خیال وصل کی باشد؟!

به ذوق کوی او نآید به خاطر جنت حورم

مرا هرچند صحرای جنون چون لاله مسکن شد

ولی از الفت داغ غم او سخت مسرورم

نکردم با ادیب عشق جز مشق جنون دیگر

اگر آهی کشم در بزم او چون شمع معذورم

همین بس نشئه کیفیت خمیازه شوقش

به ساغر الفتی دارد نگاه چشم مخمورم

ازآن روزی که من در وادی هجرش وطن دارم

نباشد صبح عشرت در پس این شام دیجورم

ز سلطان غمش نبود به طغرایی مثال من

به غیر از سایه بخت سیاه خویش منشورم

قلم از بهر تحریرت ز چوب دار می‌باید

که تا بنویسی شرح قصه‌های خون منصورم

هزاران آفرین طغرل به عجز حضرت بیدل

ز دشت بی‌خودی می‌آیم از وضع ادب دورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷بساط هستی خود را به راهت خاک می‌سازم
  2. شمارهٔ ۲۴۸به عالم خویش را از بی‌خودی افسانه می‌سازم
  3. شمارهٔ ۲۴۹ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم
  4. شمارهٔ ۲۵۰هرگه ز ناز خندد آن جوهر تبسم
  5. شمارهٔ ۲۵۱حدیث زلف او خواهم خطی از هاله بنویسم
  6. شمارهٔ ۲۵۲چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم
  7. شمارهٔ ۲۵۳گرفتار کمند آن خم زلف بناگوشم
  8. شمارهٔ ۲۵۴ندانم شمع رخسار که روشن شد ز آمالم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.