پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴

وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درم

شیوه دلبر گر اینست چون ازین دل بر برم؟!

در مقام وصل بانگ بی‌محل دارد رقیب

می‌کند گوش خرد را صوت این انکر کرم

در ره عشق تو گشتم پادشاه عاشقان

مسند غم تختگاهم چهره اصفر فرم

در تمنای غبار نقش پایت خاک به

یابد از ظل همای دولت ار افسر سرم

از هجوم داغ عشقت شد دلم آتش نصب

چون سمندر خو به آتش گیر زین مجمر مرم

آنقدر جمعیت شوقت سرشک ایجاد کرد

از هجوم اشک حسرت گشت تا بستر ترم

طغرل از قید سر زلفش کجا خواهم رسید

تا ابد در بوته غم سازد او اخگر گرم؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۶ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم
  2. شمارهٔ ۲۴۷بساط هستی خود را به راهت خاک می‌سازم
  3. شمارهٔ ۲۴۸به عالم خویش را از بی‌خودی افسانه می‌سازم
  4. شمارهٔ ۲۴۹ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم
  5. شمارهٔ ۲۵۰هرگه ز ناز خندد آن جوهر تبسم
  6. شمارهٔ ۲۵۱حدیث زلف او خواهم خطی از هاله بنویسم
  7. شمارهٔ ۲۵۲چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم
  8. شمارهٔ ۲۵۳گرفتار کمند آن خم زلف بناگوشم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.