پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲ - حبیب‌جان

حجاب از رخ فکن دلبر که زارم

مرا مگذار اندر انتظارم

بگیر از روی ماهت برقع ناز

که دور از نور رخسارت به نارم

یکی سرگشته‌ام در دشت عشقت

ز تیر یک نگاهت دل‌فگارم

چنارآسا فروزم آتش از دل

ز سوز محنت و اندوه یارم

به جای شهد نوشم زهر غم را

میان اهل عالم خوار و زارم

الا ای شوخ بی‌پروا نگاهی

به سوی من نما امیدوارم!

ندانم باعث جبر و جفایت

به طغرل چیست ای زیبانگارم؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درم
  2. شمارهٔ ۲۴۵ز معمار خرابی بس که همچون گنج معمورم
  3. شمارهٔ ۲۴۶ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم
  4. شمارهٔ ۲۴۷بساط هستی خود را به راهت خاک می‌سازم
  5. شمارهٔ ۲۴۸به عالم خویش را از بی‌خودی افسانه می‌سازم
  6. شمارهٔ ۲۴۹ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم
  7. شمارهٔ ۲۵۰هرگه ز ناز خندد آن جوهر تبسم
  8. شمارهٔ ۲۵۱حدیث زلف او خواهم خطی از هاله بنویسم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.