پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

کتاب عشق می‌خوانم کنون فهم سبق کردم

به استاد خرد بی‌جا ازین مبحث نطق کردم

همی‌کردم به کلک فکر تحریر جمال او

به وصف نوبت رخسار او گل در طبق کردم

ازآن روزی که بنمودم به جنت نسبت کویش

ز خجلت آب گشتم خویش را غرق عرق کردم

نمودم من قضای سنت پیشین خود دیگر

به زیر شام زلفش روی او فهم شفق کردم

کمر چون خامه بربستم به توصیف سراپایش

قلم در شهد مضمون لبش افتاد شق کردم

بسی خلق جهان بنوشته شرح نسخه حسنش

من اندر مصحف رویش ز برگ گل ورق کردم

مپرس از رأیت منصوری این داروگیر من

همین بس شاهدم در عشق او دعوای حق کردم

ز درس عشق او با من نشد غیر از جنون حاصل

چو مجنون خویش را رسوای عالم زین سبق کردم

چه خوش گفته‌ست طغرل حضرت بحر سخن بیدل

به ساغر آب رویی داشتم سد رمق کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸صفحه دل را ز موج باده تا مستر زدم
  2. شمارهٔ ۲۳۹ - فیض‌الله‌جانفروزد شمع رخسارش اگر در کلبه تارم
  3. شمارهٔ ۲۴۰نوبهار ایجادم رونق حمل دارم
  4. شمارهٔ ۲۴۱ - بقاجانبنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم
  5. شمارهٔ ۲۴۲ - حبیب‌جانحجاب از رخ فکن دلبر که زارم
  6. شمارهٔ ۲۴۳ای نهال قامتت نخل گلستان ارم
  7. شمارهٔ ۲۴۴وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درم
  8. شمارهٔ ۲۴۵ز معمار خرابی بس که همچون گنج معمورم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.