پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

خجالت مایه‌ام وضع پریشانیست بنیادم

گلاب خجلت از سنبل کشد تصویر بهزادم

نگاه حیرتم از نقش پای او سبق گیرد

مگر عکس رخ آیینه بود سرمشق استادم!

معمای سر زلفش به جز از شانه نکشاید

ازآن در باغ زیر سایه موزون شمشادم

سپند داغ رشکم سوخت از دل سر نزد ناله

تو پنداری به سنگ سرمه خوابیدست فریادم

به سودای خیالش شهره آفاق گردیدم

تمنای وصالش داد نام و ننگ بر بادم!

شکست دل به سنگ یائس پیغامیست جمشیدی

صدای کاسه‌چینی دهد فغفور را یادم!

ازآن گریده‌ام در اوج دانش طغرل معنی

به قید لفظ نازک بس که شاهین بود صیادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷به مضراب دگر قانون عشقت ساز می‌کردم
  2. شمارهٔ ۲۳۸صفحه دل را ز موج باده تا مستر زدم
  3. شمارهٔ ۲۳۹ - فیض‌الله‌جانفروزد شمع رخسارش اگر در کلبه تارم
  4. شمارهٔ ۲۴۰نوبهار ایجادم رونق حمل دارم
  5. شمارهٔ ۲۴۱ - بقاجانبنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم
  6. شمارهٔ ۲۴۲ - حبیب‌جانحجاب از رخ فکن دلبر که زارم
  7. شمارهٔ ۲۴۳ای نهال قامتت نخل گلستان ارم
  8. شمارهٔ ۲۴۴وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.