پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

صفحه دل را ز موج باده تا مستر زدم

قرعه فال طرب من از خط ساغر زدم

مسند غم بارگاه شهریار عشق بود

بی‌خود از ترک ادب من حلقه بر این در زدم

جوش طوفان سرشکم داشت امواج دگر

از هجوم سیل غم زین بحر دامن بر زدم

از نگینم شهرت شور و جنون پیدا نشد

خاتمی از نامی مجنون من بر انگشتر زدم

سوختم از شوق من در محفل ناز ادب

تیره شد آیینه این بزم خاکستر زدم

هر که در دیوان عشاقش به سلک غم نبود

نامش از نامحرمی از سطر این دفتر زدم

بس که بودم در ثبات بار عشقش همچو کوه

دامن خود را به پای خویش از لنگر زدم

پرتوی در کلبه‌ام از لمعه دیدار کیست؟!

آتشی پروانه‌سان امشب به بال و پر زدم!

یک گل مطلب نچیدم من ز گلزار امید

عاقبت دست ندامت همچو گل بر سر زدم

گر به دل از یاد چشمش راه راحت داشتم

از خیال آن مژه بر سینه صد خنجر زدم

گفتم از شرح حدیث عشق زاهد را چه سود؟!

بی‌اثر گویا غلط بانگی به گوش کر زدم!

داشتم کلکی من از چوب صنوبر عاقبت

یک قلم از بر تحریر قد او سر زدم

تا شود باغ سخن رنگین ز فیض معنی‌ام

بر رخ مضمون گل از فکر خود نشتر زدم

با چنین دانش ببین طغرل که بیدل گفته است

من هم از نامحرمی بانگی برون در زدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰نوبهار ایجادم رونق حمل دارم
  2. شمارهٔ ۲۴۱ - بقاجانبنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم
  3. شمارهٔ ۲۴۲ - حبیب‌جانحجاب از رخ فکن دلبر که زارم
  4. شمارهٔ ۲۴۳ای نهال قامتت نخل گلستان ارم
  5. شمارهٔ ۲۴۴وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درم
  6. شمارهٔ ۲۴۵ز معمار خرابی بس که همچون گنج معمورم
  7. شمارهٔ ۲۴۶ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم
  8. شمارهٔ ۲۴۷بساط هستی خود را به راهت خاک می‌سازم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.