پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته‌ام

یک جهان مضمون یک عالم معما گشته‌ام

چشم بد دور از برم امروز همچون آفتاب

از صفای دل در آغوش مسیحا گشته‌ام

بس که در بحر معانی غوطه خوردم چون گهر

مشتمل با چند معنی همچو علیا گشته‌ام

تا کشادم عقده‌های نسخه درس ادب

سر خط جمعیت عقد ثریا گشته‌ام

عمرها بگذشت اندر باغ امکان همچو گل

خون دل خوردم که تا محبوب دل‌ها گشته‌ام

می‌روم از خویش چون دریا ولی مانند موج

از خیال زلف او زنجیر بر پا گشته‌ام

گرچه سفتم صد گهر با مثقب تیغ زبان

لیک از بی‌طالعی‌ها سخت رسوا گشته‌ام

دم به دم زاندیشه او در خیال‌آباد دل

همچو ماهی در محیط عشق بی‌پا گشته‌ام

گفتمش با زلف او در هم چرا پیچیده‌ای

گفت در صید برهمن چون چلیپا گشته‌ام

تا سخن سنجیده‌ام طغرل به میزان ادب

در میان شاعران امروز یکتا گشته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱برنمی‌آید برون از سینه آسان ناله‌ام
  2. شمارهٔ ۲۳۲کاش در بزم ادب من دلبری می‌داشتم
  3. شمارهٔ ۲۳۳طرب‌پیمای عشقم خاکساری‌هاست معراجم
  4. شمارهٔ ۲۳۴از آن روزی که من در حلقه زلف تو افتادم
  5. شمارهٔ ۲۳۵خجالت مایه‌ام وضع پریشانیست بنیادم
  6. شمارهٔ ۲۳۶کتاب عشق می‌خوانم کنون فهم سبق کردم
  7. شمارهٔ ۲۳۷به مضراب دگر قانون عشقت ساز می‌کردم
  8. شمارهٔ ۲۳۸صفحه دل را ز موج باده تا مستر زدم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.