پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل

با ما رسید نوبت کار تو شد تغافل

اندر محیط عشقت عمریست ناخدایم

افکنده خویشتن را در کشتی توکل

مژگان کشیده صف صف چشمان سحر سازت

قصد کدام داری با این همه تجمل؟!

شور طرب فزاید از خنده دهانت

وصف تو را نماید مینا به بانگ قل قل

با یاد عارض تو گل جامه را دریده

بی‌تو به باغ و گلشن در آه و ناله بلبل

داغ است لاله را دل از حسرت جمالت

خون می‌خورد ز لعلت پیوسته شیشه مل

آشفته روزگارم طغرل به دور زلفت

بادا همیشه ما را تا حشر این تسلسل!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰بشنود بلبل اگر اندر گلستان ناله‌ام
  2. شمارهٔ ۲۳۱برنمی‌آید برون از سینه آسان ناله‌ام
  3. شمارهٔ ۲۳۲کاش در بزم ادب من دلبری می‌داشتم
  4. شمارهٔ ۲۳۳طرب‌پیمای عشقم خاکساری‌هاست معراجم
  5. شمارهٔ ۲۳۴از آن روزی که من در حلقه زلف تو افتادم
  6. شمارهٔ ۲۳۵خجالت مایه‌ام وضع پریشانیست بنیادم
  7. شمارهٔ ۲۳۶کتاب عشق می‌خوانم کنون فهم سبق کردم
  8. شمارهٔ ۲۳۷به مضراب دگر قانون عشقت ساز می‌کردم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.