پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

بس که آوردست نخل قامت دلدار گل

سرو را هرگز شنیدی کآورد در بار گل؟!

صافدل را آرزوی سیر گلشن کی بود؟!

بر رخ آیینه از جوهر بود بسیار گل!

عاشقان را نیست از سنگ ملامت چاره‌ای

هیچ در باغ جهان دیدی بود بی‌خار گل؟!

در تلاش جستجوی باغبان هر سو مرو

همچو او دیگر نمی‌یابی درین گلزار گل!

عالمی تهمت‌پرست گیر و دار عالمند

کی کند جز خون منصورش ز چوب دار گل؟!

اعتبارات جهان بی‌نغمه زیر و بم است

گر بود در کوه در صحرا نباشد خوار گل!

بس که نتوانم که سازم چاره هجران او

شعله آه من از دل می‌کند ناچار گل

رتبه ادبار هم بی‌رونق اقبال نیست

مدعایت می‌کند از سایه دیوار گل!

باغبان امروز از بهر رضای عندلیب

بار دیگر مگذران در جانب بازار گل

تار قانون نوای او چو بلبل گر کشد

ناخن مطرب کند از نغمه این تار گل

ریز خونم که به تیغ خویش گل داری هوس

تا کند از خون من آن تیغ جوهردار گل!

بس که طغرل همچو گل مضمون رنگین بسته‌ام

می‌توان چیدن کنون ز ابیات من بسیار گل!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل
  2. شمارهٔ ۲۲۹تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته‌ام
  3. شمارهٔ ۲۳۰بشنود بلبل اگر اندر گلستان ناله‌ام
  4. شمارهٔ ۲۳۱برنمی‌آید برون از سینه آسان ناله‌ام
  5. شمارهٔ ۲۳۲کاش در بزم ادب من دلبری می‌داشتم
  6. شمارهٔ ۲۳۳طرب‌پیمای عشقم خاکساری‌هاست معراجم
  7. شمارهٔ ۲۳۴از آن روزی که من در حلقه زلف تو افتادم
  8. شمارهٔ ۲۳۵خجالت مایه‌ام وضع پریشانیست بنیادم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.