پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

گر کسی چیند ز باغ عارضت یک بار گل

در کنار خود کند تمهید صد گلزار گل

کرده‌ای تا دیده خود محرم دیدار خویش

جوهر آیینه آرد هر دم از زنگار گل

کم بود همچون گل روی تو گل اندر چمن

در گلستان جهان دیدیم ما بسیار گل

صورتی از چین زلفت گر فتد ناگه به چین

پنجه بهزاد می‌چیند ز شاخ مار گل

در چمن گل را اگر بینی تو با صد رنگ و بو

گر نه مانند رخ او بشکفد مشمار گل!

هر کجا باشد حدیث پرده رخسار او

ساز مطرب آورد از نغمه هر تار گل

دم به دم ز اقبال بخت خویش مانند هدف

می‌کند بر سینه‌ام تیر نگاه یار گل

ز اول شب تا سحر خوابیده اندر فرش ناز

کی شود از ناله بلبل دمی بیدار گل؟!

جز دم وحدت به زیر رأیت عشقش مزن

خون منصورت کند ناگه ز چوب دار گل

وه چه خوش گفته‌ست طغرل بیدل بحر سخن

خاک راهی باش و از هر نقش پا بردار گل!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل
  2. شمارهٔ ۲۲۸در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل
  3. شمارهٔ ۲۲۹تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته‌ام
  4. شمارهٔ ۲۳۰بشنود بلبل اگر اندر گلستان ناله‌ام
  5. شمارهٔ ۲۳۱برنمی‌آید برون از سینه آسان ناله‌ام
  6. شمارهٔ ۲۳۲کاش در بزم ادب من دلبری می‌داشتم
  7. شمارهٔ ۲۳۳طرب‌پیمای عشقم خاکساری‌هاست معراجم
  8. شمارهٔ ۲۳۴از آن روزی که من در حلقه زلف تو افتادم
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.