پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

بلند است از فلک مأوای بیدل

نباشد هیچ کس را جای بیدل!

نمایم توتیای دیده خویش

اگر یابم غبار پای بیدل

ندیدم از سخنگویان عالم

کسی را در جهان همتای بیدل

اگر کوه است باشد طور سینا

وگر دریا بود دریای بیدل!

دل افلاک را سازد مشبک

لوای همت والای بیدل!

به مژگان می‌توانم کرد بیرون

اگر خاری خلد در پای بیدل!

نمی‌یابم کنون خالی دلم را

زمانی از غم و سودای بیدل

قبای اطلس نه چرخ گردون

بود کوتاه بر بالای بیدل!

به رفعت برتر است از کوه طغرل

جناب حضرت میرزای بیدل!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱عالمی از روی او دارد گلستان در بغل
  2. شمارهٔ ۲۲۲ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل
  3. شمارهٔ ۲۲۳ای نرگس مستت چمن آرای تغافل
  4. شمارهٔ ۲۲۴لبت لعل و قدت طوبی رخت گل
  5. شمارهٔ ۲۲۵گر کسی چیند ز باغ عارضت یک بار گل
  6. شمارهٔ ۲۲۶بس که آوردست نخل قامت دلدار گل
  7. شمارهٔ ۲۲۷ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل
  8. شمارهٔ ۲۲۸در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.