پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱

عالمی از روی او دارد گلستان در بغل

بر رخش نظاره را باشد چراغان در بغل

از سواد جعد زلفش هر زمان بر لوح دل

نسخه آشفته‌ای دارم پریشان در بغل

توشه لخت جگر کافی بود عشاق را

می‌روم در راه عشقش بی‌لب نان در بغل

کوهکن‌وَش کوه دل کن لفظ شیرین بایدت

شاهد معنی نیاید با تو آسان در بغل!

اعتبارات جهان از جوش تمکین دل است

موج گوهر را بود دائم گریبان در بغل

صاف‌طبعان محو اظهارند در عرض ادب

جوهر از آیینه دارد چشم حیران در بغل

آنقدر دوش از غمش از دیده باریدم گهر

طفل اشکم می‌رود امروز طوفان در بغل

همچو بلبل روز و شب با ناله دارم الفتی

کز فراق او مرا باشد نیستان در بغل

پهلوی عشاق باشد گرم در بازار غم

زاهد از افسردگی دارد زمستان در بغل

هر زمان طغرل کنون زاندیشه حاصل کرده‌ام

از خیال باد زلفش صد شبستان در بغل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۳ای نرگس مستت چمن آرای تغافل
  2. شمارهٔ ۲۲۴لبت لعل و قدت طوبی رخت گل
  3. شمارهٔ ۲۲۵گر کسی چیند ز باغ عارضت یک بار گل
  4. شمارهٔ ۲۲۶بس که آوردست نخل قامت دلدار گل
  5. شمارهٔ ۲۲۷ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل
  6. شمارهٔ ۲۲۸در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل
  7. شمارهٔ ۲۲۹تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته‌ام
  8. شمارهٔ ۲۳۰بشنود بلبل اگر اندر گلستان ناله‌ام
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.