پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۵

دارد چمن ز رونق فصل بهار رنگ

هر برگ گل گرفته مگر از هزار رنگ؟!

امروز در بساط گلستان به فرش ناز

خوابیده است شاهد گل در کنار رنگ

مانند زاهدان تو به سجاده چمن

از دانه‌های سبحه شبنم شمار رنگ

دارد به باغ عزم سفر کاروان گل

گویا که می‌رود ز پی نوبهار رنگ

از بس که ریختم به فراقش سرشک غم

چشمم برد به گریه ز شمع مزار رنگ

نظاره کن به باغ که فرصت غنیمت است

از بس که گشته توسن گل را سوار رنگ!

بیرنگی است رنگ خم نیلی فلک

گر نیست باور تو ازین خم برآر رنگ!

گل را به پیش روی تو سامان خجلت است

نبود به جز عرق به رخ شرمسار رنگ

طغرل نگر که حضرت بیدل چه گفته است

اینجاست بی‌بقا گل و بی‌اعتبار رنگ!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۷ - حبیب‌جانحافظت از چشم بد بادا خداوند تعال
  2. شمارهٔ ۲۱۸مرا شوریست بر سر از غم دل
  3. شمارهٔ ۲۱۹بلند است از فلک مأوای بیدل
  4. شمارهٔ ۲۲۰خوشا روزی که از مضمون طغرل
  5. شمارهٔ ۲۲۱عالمی از روی او دارد گلستان در بغل
  6. شمارهٔ ۲۲۲ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل
  7. شمارهٔ ۲۲۳ای نرگس مستت چمن آرای تغافل
  8. شمارهٔ ۲۲۴لبت لعل و قدت طوبی رخت گل
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.