پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷ - حبیب‌جان

حافظت از چشم بد بادا خداوند تعال

باد یارب نخل قدت در محل اعتدال!

باده پیمای می میخانه شوق توام

چند پنهان می‌کنی رخ را ز ما بنما جمال!

یک شبی سوی من سرگشته محزون بیا

عمرها شد در فراقم من به امید وصال

با که از جبر و جفایت شمه‌ای سازم بیان؟!

جز دل افسرده نبود محرمی در این مقال!

چاره درد دل بیچاره‌ام ساز ای حبیب

مرهم از وصلت بنه دیگر مرا نبود مجال!

از چه رو زافتادگان خویش واقف نیستی

قدر ما را می‌ندانی طفلی ای نازک‌نهال!

ناله‌ها کردم چو نی تأثیر در گوشت نکرد

طغرل آشفته را هرگز نگفتی چیست حال!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹بلند است از فلک مأوای بیدل
  2. شمارهٔ ۲۲۰خوشا روزی که از مضمون طغرل
  3. شمارهٔ ۲۲۱عالمی از روی او دارد گلستان در بغل
  4. شمارهٔ ۲۲۲ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل
  5. شمارهٔ ۲۲۳ای نرگس مستت چمن آرای تغافل
  6. شمارهٔ ۲۲۴لبت لعل و قدت طوبی رخت گل
  7. شمارهٔ ۲۲۵گر کسی چیند ز باغ عارضت یک بار گل
  8. شمارهٔ ۲۲۶بس که آوردست نخل قامت دلدار گل
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.