پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف

از حریر پرتو مه بر رخش دارد نظیف

غنچه‌اش هر دم برد از آتش یاقوت آب

کی شود لعل بدخشان با لب لعلش حریف!

این چه نیرنگ است در بازار امکان از غمش

هیچ کس خالی نباشد از وضیع و از شریف؟!

آنقدر نخل مرادم بار هجران داد بر

برگ عمرم شد خزان چون برگ گل اندر خریف

گشتم از بار تعلق سروآسا ملتوی

تا که دیدم با قدش گیسوی لبلابش لفیف

بس که کردم در غمش فریاد از شب تا سحر

پیکرم چون بال زیر بار محنت شد ضعیف!

طغرل از بس کرده‌ام من وصف سر تا پای او

مصرع برجسته‌ام با قامت او شد ردیف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴ای لعل لب تو جان عاشق
  2. شمارهٔ ۲۱۵دارد چمن ز رونق فصل بهار رنگ
  3. شمارهٔ ۲۱۶اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگ
  4. شمارهٔ ۲۱۷ - حبیب‌جانحافظت از چشم بد بادا خداوند تعال
  5. شمارهٔ ۲۱۸مرا شوریست بر سر از غم دل
  6. شمارهٔ ۲۱۹بلند است از فلک مأوای بیدل
  7. شمارهٔ ۲۲۰خوشا روزی که از مضمون طغرل
  8. شمارهٔ ۲۲۱عالمی از روی او دارد گلستان در بغل
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.