پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

از کمال روشنی در دیده شد جای چراغ

کس نباشد در جهان امروز همتای چراغ!

راه تاریک است و تو مغرور شمع دل مشو

روشنی هرگز نمی‌بینی تو در پای چراغ

مقصد از سوز و گداز و گریه و آه شبش

غیر جانبازی نمی‌باشد تمنای چراغ

در شبستان جنون اندر سلوک عاشقی

بال صد پروانه می‌چینی ز گل‌های چراغ

صحبت نااهل باشد موجب آزار دل

بیشتر از آب باشد شور و غوغای چراغ

مشتری جوشد اگر در ظلمت‌آباد جهان

کی کسی داند به جز پروانه سودای چراغ؟!

تا به صبح حشر جز پروانه شمع ادب

نیست دیگر ماهی ای طغرل به دریای چراغ!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف
  2. شمارهٔ ۲۱۳ای شوخ پریوشان آفاق
  3. شمارهٔ ۲۱۴ای لعل لب تو جان عاشق
  4. شمارهٔ ۲۱۵دارد چمن ز رونق فصل بهار رنگ
  5. شمارهٔ ۲۱۶اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگ
  6. شمارهٔ ۲۱۷ - حبیب‌جانحافظت از چشم بد بادا خداوند تعال
  7. شمارهٔ ۲۱۸مرا شوریست بر سر از غم دل
  8. شمارهٔ ۲۱۹بلند است از فلک مأوای بیدل
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.