پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹

بس که شب تا روز از غم گریه‌ها دارد چراغ

از زبان شعله عرض مدعا دارد چراغ

حیرتی دارم که دائم نانش اندر روغن است

ناله و فریاد هر ساعت چرا دارد چراغ؟!

بهر دفع لشکر ظلمت کنون شب تا سحر

از پر پروانه از آتش لوا دارد چراغ

در محیط آتش غم کشتی امید او

کی به جز پروانه فکر ناخدا دارد چراغ؟!

طغرل این اسرار مخفی نیک روشن شد مرا

کش ازین بی‌طاقتی یک مدعا دارد چراغ!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱ای به خوبی در میان خوبرویان معترف
  2. شمارهٔ ۲۱۲یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف
  3. شمارهٔ ۲۱۳ای شوخ پریوشان آفاق
  4. شمارهٔ ۲۱۴ای لعل لب تو جان عاشق
  5. شمارهٔ ۲۱۵دارد چمن ز رونق فصل بهار رنگ
  6. شمارهٔ ۲۱۶اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگ
  7. شمارهٔ ۲۱۷ - حبیب‌جانحافظت از چشم بد بادا خداوند تعال
  8. شمارهٔ ۲۱۸مرا شوریست بر سر از غم دل
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.