پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

هر کس که دارد یک دلبر فیض

محوست گویا در منظر فیض

در هر دو عالم هرگز نمیری

گر کُشته گردی از خنجر فیض!

در ظلمت غم می‌کن تحمل

باشد که یابی روشنگر فیض!

صد دل شهودش باشد به دعوا

هرکس که دارد یک محضر فیض

بی‌ صبح یک دم هرگز نبینی

بر فرق خورشید این افسر فیض

کلک ادب را بر صفحه دل

بنمای راهی از مِستَر فیض!

غافل چه باشی محبوب مطلوب

در خواب نازست بر بستر فیض!

خوش می‌توانی کردن دماغت

تا بو که یابی از عنبر فیض!

آیینه‌سان شو از صافی دل

گیری جهانی از جوهر فیض!

ضایع مگردان، هرگز نروید

در هر زمینی سوسنبر فیض!

مانند طوطی در کام طغرل

هرگز نباشد جز شکر فیض!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹بس که شب تا روز از غم گریه‌ها دارد چراغ
  2. شمارهٔ ۲۱۰از کمال روشنی در دیده شد جای چراغ
  3. شمارهٔ ۲۱۱ای به خوبی در میان خوبرویان معترف
  4. شمارهٔ ۲۱۲یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف
  5. شمارهٔ ۲۱۳ای شوخ پریوشان آفاق
  6. شمارهٔ ۲۱۴ای لعل لب تو جان عاشق
  7. شمارهٔ ۲۱۵دارد چمن ز رونق فصل بهار رنگ
  8. شمارهٔ ۲۱۶اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگ
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.