پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

می‌کند نظاره تا بر روی آن تنناز رقص

همچو آن طفلی که در گلشن کند از ناز رقص

جلوه حسنش کنون در چشم بازش می‌کند

چون خرام جلوه تیهو به چشم باز رقص

دارد از خط لبش پیغمبر حسنش کتاب

طرفه پیغمبر که می‌باشد ورا اعجاز رقص!

در خم زلفش دلم امروز می‌رقصد چنان

همچو آن گویی که سازد پیش چوگان‌باز رقص

رشک رقاص است انجام تپش‌های دلم

گر کند آن شوخ رقاصی دم آغاز رقص

دوش در آهنگ «عشاق » از «نوا» می‌کوفت پا

می‌کند آن گل‌بدن امروز در «شهناز» رقص

مطربا زیر و بم قانون خود را ساز کن

تا نسازد آن پری در انجمن ناساز رقص!

دیشبم یک بار رقصیدی کنون بهر خدا!

باز رقص و باز رقص و باز رقص و باز رقص!!

سر عشقم طغرل از تمکین دل پوشیده بود

بس که می‌رقصد دلم ترسم شود غماز رقص!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵گر نه‌ای بلبل تو را از صحبت گل‌ها چه حظ؟!
  2. شمارهٔ ۲۰۶بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟!
  3. شمارهٔ ۲۰۷هر کس که دارد یک دلبر فیض
  4. شمارهٔ ۲۰۸تا شد از کتم عدم در ملک هستی بود شمع
  5. شمارهٔ ۲۰۹بس که شب تا روز از غم گریه‌ها دارد چراغ
  6. شمارهٔ ۲۱۰از کمال روشنی در دیده شد جای چراغ
  7. شمارهٔ ۲۱۱ای به خوبی در میان خوبرویان معترف
  8. شمارهٔ ۲۱۲یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.