پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط

شهد جام عیش را با زهر غم کرد اختلاط

راحتی نبود به کس در محنت‌آباد جهان

جای آسایش نباشد صحن و بام این رباط

فرصت فردا ز دیوان ازل نآمد تو را

می‌توانی کن تو کار خویش امروز احتیاط

در سلوک عاشقی تمکین بود شرط ادب

بارگاه عشق نبود جای هزل و انبساط

زال دنیا را که مردان سه طلاقش داده‌اند

غره مکرش مشو بینی به گوش او قراط

عاقبت پیچید به پایت رشته دام اجل

مسلخ دنیا که از شام و سحر دارد قماط

طغرل از جام ازل با قسمت خود راضی‌ام

زهر غم باشد نصیبم از قضا جای قباط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟!
  2. شمارهٔ ۲۰۷هر کس که دارد یک دلبر فیض
  3. شمارهٔ ۲۰۸تا شد از کتم عدم در ملک هستی بود شمع
  4. شمارهٔ ۲۰۹بس که شب تا روز از غم گریه‌ها دارد چراغ
  5. شمارهٔ ۲۱۰از کمال روشنی در دیده شد جای چراغ
  6. شمارهٔ ۲۱۱ای به خوبی در میان خوبرویان معترف
  7. شمارهٔ ۲۱۲یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف
  8. شمارهٔ ۲۱۳ای شوخ پریوشان آفاق
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.