پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

بتی دارم که چتر مهر باشد زیب اورنگش

فلک بر چشم سازد سرمه خاک لعل شبرنگش

ز هجرانش به تلخی جان شیرین می‌کنم لیکن

چو فرهادم درین کوهسار و کی اندیشم از سنگش؟!

من از فکر میانش کی برون آیم سر مویی؟!

بدین مضمون در آغوش سخن بگرفته‌ام تنگش!

به گلگشت چمن هرگه نقاب از رخ براندازد

عرق بر روی گل گل می‌کند از شوخی رنگش

تبسم با عتاب او سلوک داوری دارد

چو برگ بید می‌لرزم من از این صلح و این جنگش!

فسون چشم جادویش به رنگی می‌برد دل را

که امکان رهایی نیست از آیین نیرنگش

به چین بهزاد جز چین جبین دیگر نمی‌بیند

که باشد چین زلف او گریبانگیر ارژنگش

چه سان سر برکشم ز امرش که چون رنگ حنای او

عنان توسن عمرم بود امروز در چنگش!

چه خوش گفته‌ست طغرل حضرت بحر سخن بیدل

به تاراج جنون دادم چه هستی و چه فرهنگش!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲چه امکان است گردد از دلم بیرون تمنایش
  2. شمارهٔ ۲۰۳می‌کند نظاره تا بر روی آن تنناز رقص
  3. شمارهٔ ۲۰۴تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط
  4. شمارهٔ ۲۰۵گر نه‌ای بلبل تو را از صحبت گل‌ها چه حظ؟!
  5. شمارهٔ ۲۰۶بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟!
  6. شمارهٔ ۲۰۷هر کس که دارد یک دلبر فیض
  7. شمارهٔ ۲۰۸تا شد از کتم عدم در ملک هستی بود شمع
  8. شمارهٔ ۲۰۹بس که شب تا روز از غم گریه‌ها دارد چراغ
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.