پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش

دل برش باشد فدا آنجا که باشد دلبرش

ماه من هرسو نشیند آفتاب آنجا بود

چتر خورشید است گویا سایه‌بانی بر سرش

آنکه نوشد درد دودش را نمی‌نوشد دگر

گر بود آب زلال از جویبار کوثرش

به نگردد فال اقبال وی از برج شرف

هرکه را روز ازل مخصوص باشد اخترش

خانقاه عشق را کش باشد او رشک حرم

کی خطیبی چون صراحی باشد اندر منبرش؟!

پیش ازین بی‌باک جانم بود تیغش را عرض

لیک می‌ترسم کنون خون باشد اندر جوهرش

ترسمش آزرده گردد از کمال نازکی

گر بود از برگ گل فرش قماش بسترش

از پی تحریر اوراق خم ابروی او

رشته قوس قزح را ساز تار مسترش!

گر روی چون شانه اندر جعد زلفش مو به مو

جز دل طغرل نمی‌یابی دگر در چنبرش!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸چه خاصیت بود یارب نصیب چشم زهگیرش
  2. شمارهٔ ۱۹۹هر کس که پر از باده عشق است ایاغش
  3. شمارهٔ ۲۰۰بتی دارم که چتر مهر باشد زیب اورنگش
  4. شمارهٔ ۲۰۱دمد صبح امید من اگر از شام هجرانش
  5. شمارهٔ ۲۰۲چه امکان است گردد از دلم بیرون تمنایش
  6. شمارهٔ ۲۰۳می‌کند نظاره تا بر روی آن تنناز رقص
  7. شمارهٔ ۲۰۴تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط
  8. شمارهٔ ۲۰۵گر نه‌ای بلبل تو را از صحبت گل‌ها چه حظ؟!
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.