پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادش

اگرچه همچو بلبل روز و شب باشم به فریادش

درین گلشن ندانم آتش شوق کی بالا شد

که قمری شد چو خاکستر به یاد سرو آزادش!

بود تعظیم یکرنگی به هم الفت پرستان را

سر مشاطه می‌باشد به پای نخل شمشادش

به یاد صورت چشمش شدم چون سرمه از حیرت

مگر شد موی چینی خامه انگشت بهزادش؟!

ز جوش جلوه نخل قامتش از باد می‌رقصد

به صحن باغ چون سروی که هر سو افکند بادش

سفید از انتظار کوهکن شد چشم نومیدی

که جوی شیر کی گردد ز شیرین کام فرهادش

نوای ناله بلبل اگر بر آسمان ساید

به گوش رنگ گل هرگز نیاید ساز فریادش

نگاه از دیدن رویت ز حیرت مشربی دارد

نگر از جوهر آیینه شد سرمشق استادش

به قلاب هوس تا چند آهوی سخن گیری؟!

غزال ما کند دام امید از چشم صیادش!

رهایی نیست از دام اجل از بس نمی‌باشد

شکست بیضه فولاد اندر بند آزادش

خوشا طغرل ز مضمون جناب حضرت بیدل

که الفت عالمی را داغ کرد آتش به بنیادش!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش
  2. شمارهٔ ۱۹۷ندانم گرمی خونی که دارد رنگ تأثیرش
  3. شمارهٔ ۱۹۸چه خاصیت بود یارب نصیب چشم زهگیرش
  4. شمارهٔ ۱۹۹هر کس که پر از باده عشق است ایاغش
  5. شمارهٔ ۲۰۰بتی دارم که چتر مهر باشد زیب اورنگش
  6. شمارهٔ ۲۰۱دمد صبح امید من اگر از شام هجرانش
  7. شمارهٔ ۲۰۲چه امکان است گردد از دلم بیرون تمنایش
  8. شمارهٔ ۲۰۳می‌کند نظاره تا بر روی آن تنناز رقص
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.