پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳ - شمس‌الدین‌جان

شهادت بسملم از یک نگاه چشم مستستش

اجل در خاطرم نآید ز لعل می‌ْپرستستش

محیط کلفت غم را دلم زان رو شده ماهی

که تا بیرون کشد زان بحر غم آن مه به شستستش

سر تسلیم خوبان را به پای او ازان باشد

که اندر سر بود او را کلاه کج شکستستش

ازو خواهم کشاد مشکل بخت سیاه خود

که باشد بستن و بکشادن دل‌ها به دستستش

لوای نازنینی از همه بالا زده حسنش

ازآن روزی که اندر مسند خوبی نشستستش

دلم همچون سپند از آتش عشقش همی‌سوزد

ز خاموشی ولی یک ره ازین مجمر نجستستش

یکی سر کی بود خالی ز سودای خیال او

ز دام حلقه گیسوی او یک دل نرستستش!

نزاکت چاکر سرو قد شمشاد او گشته

پی تاراج دل‌ها در کمر تا بهله بستستش

چمن را باغبان زینت فزود از بهر تشریفت

فدای مقدم نیک تو سازد هر چه هستستش

اگرچه صبح زد دم از دم صبح بناگوشت

سنان نیزه خورشید او را سینه خستستش

نهال باغ طبعم طغرل از خورشید بر دارد

به گلچینی درین گلشن به هر قابل ره استستش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵اگر بر قاصد نظاره بخشد رخصت بارش
  2. شمارهٔ ۱۹۶هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش
  3. شمارهٔ ۱۹۷ندانم گرمی خونی که دارد رنگ تأثیرش
  4. شمارهٔ ۱۹۸چه خاصیت بود یارب نصیب چشم زهگیرش
  5. شمارهٔ ۱۹۹هر کس که پر از باده عشق است ایاغش
  6. شمارهٔ ۲۰۰بتی دارم که چتر مهر باشد زیب اورنگش
  7. شمارهٔ ۲۰۱دمد صبح امید من اگر از شام هجرانش
  8. شمارهٔ ۲۰۲چه امکان است گردد از دلم بیرون تمنایش
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.