پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

چند روزی بر بنای طاق غم معمار باش

یا در امید شو یا صورت دیوار باش!

یا سموم هجر شو یا نکهت بزم وصال

یا خزان بی‌محل یا رونق گلزار باش!

تا توانی سعی کن از این چمن بیرون مرو

گل شد نهایت اگر ممکن نباشد خار باش!

نیست در کیش محبت امتیاز کفر و دین

رشته تسبیح نتوانی شدن زنار باش!

آرزوی آتش غم بایدت پروانه‌سان

همچو شمع بزم عشرت تا سحر بیدار باش!

پیش ازآن افتد تو را ای گل به جمعیت خلل

یا گلاب شیشه شو یا زینت دستار باش!

پیشه کن از بزم امکان اختیار مشتری

یار را همدم نه‌ای باری تو با اغیار باش!

تا به کی زانکار تیغ او به ناحق زیستن؟!

یا قبول این شهادت کن و یا اقرار باش!

بس که باشد عشقبازی سرنوشت آبرو

نیست ناموست اگر بگذر ز فخر و عار باش!

حبذا طغرل که بیدل می‌سراید مصرعی

بر سر مژگان چو اشک ایستاده‌ای هشیار باش!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲هرکه را باشد چو من گر شوخ سیمین‌غبغبش
  2. شمارهٔ ۱۹۳ - شمس‌الدین‌جانشهادت بسملم از یک نگاه چشم مستستش
  3. شمارهٔ ۱۹۴ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادش
  4. شمارهٔ ۱۹۵اگر بر قاصد نظاره بخشد رخصت بارش
  5. شمارهٔ ۱۹۶هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش
  6. شمارهٔ ۱۹۷ندانم گرمی خونی که دارد رنگ تأثیرش
  7. شمارهٔ ۱۹۸چه خاصیت بود یارب نصیب چشم زهگیرش
  8. شمارهٔ ۱۹۹هر کس که پر از باده عشق است ایاغش
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.