پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴

آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس

تشویش پای آبله از نیشتر مپرس!

از مهر سوی ذره توانی تو راه برد

گر خوی یار دیده‌ای وضع شرر مپرس!

در عصر و شام طره او خفتنت قضاست

کردی اداء ولی ز قضا این قدر مپرس!

عشاق را به راه محبت دلیل نیست

ای بی‌خبر ز عشق تو از ما خبر مپرس!

فرق است در میان من و دل هزار سنگ

دل می‌رود ز خویش مرا از سفر مپرس!

روشن ز شب حکایت خورشید کی شود؟!

خفاش را که دیدی حدیث سحر مپرس!

زنهار از اشارت شمشیر ابرویش

از سرگذشت ما و تو دیگر سپر مپرس!

اکسیر رتبه تو به قدر عیار توست

ای داغ کیمیا تو ز مس قدر زر مپرس!

شهد است درس معرفت سوی انگبین

حرفی شنیدی از لبش از نیشکر مپرس!

طغرل کشا به مصرع بیدل تو چشم را

تعبیر خوابت اینکه شنیدی دگر مپرس!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶یک نگاه از چشم مخمورش تو را باشد هوس
  2. شمارهٔ ۱۸۷ز خون دیده من نامه به یار نویس
  3. شمارهٔ ۱۸۸گر زیان ظاهر نمایی در خیال سود باش
  4. شمارهٔ ۱۸۹گر نه‌ای صندل برو درد سر خمار باش
  5. شمارهٔ ۱۹۰چند روزی بر بنای طاق غم معمار باش
  6. شمارهٔ ۱۹۱بنای عشق گرت هست خانه ویران باش
  7. شمارهٔ ۱۹۲هرکه را باشد چو من گر شوخ سیمین‌غبغبش
  8. شمارهٔ ۱۹۳ - شمس‌الدین‌جانشهادت بسملم از یک نگاه چشم مستستش
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.