پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

گر زیان ظاهر نمایی در خیال سود باش

یأس تا کی بر امید چهره مقصود باش!

بی‌نشان تیر شهرت چند ای ننگ عدم

یک اثر بگذار اندر عالم موجود باش!

از فروغ شوق زن بر مجمر دل آتشی

بر دماغ اهل عالم چون شمیم عود باش

تا توانی مرکز این حلقه تسلیم شو

شعله شوق محبت گر نباشی دود باش!

شاهد هرکس به قدر دعوی عشق خود است

گر تماشای ایازش می‌کنی محمود باش!

چند باشی در هوای بود و نابود جهان؟!

اعتباری نیست اندر بود او نابود باش!

برفشان بر مزرع دل دانه اشک امید

چون سحاب تیره یکسر در خیال جود باش!

غافل از درس ادب لاف محبت تا به کی؟!

محرم اسرار عشقش نیستی مردود باش!

هست تشویش تو از تضعیف تصنیف عمل

از غم بیش و کم عالم گذر خوشنود باش!

بس که دارد نغمه «عشاق » مضراب دگر

تار و پود رشته‌های پرده این رود باش!

حبذا از مصرع بیدل که طغرل گفته است

ای ز فرصت بی‌خبر در هر چه باشی زود باش!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰چند روزی بر بنای طاق غم معمار باش
  2. شمارهٔ ۱۹۱بنای عشق گرت هست خانه ویران باش
  3. شمارهٔ ۱۹۲هرکه را باشد چو من گر شوخ سیمین‌غبغبش
  4. شمارهٔ ۱۹۳ - شمس‌الدین‌جانشهادت بسملم از یک نگاه چشم مستستش
  5. شمارهٔ ۱۹۴ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادش
  6. شمارهٔ ۱۹۵اگر بر قاصد نظاره بخشد رخصت بارش
  7. شمارهٔ ۱۹۶هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش
  8. شمارهٔ ۱۹۷ندانم گرمی خونی که دارد رنگ تأثیرش
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.