پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

می‌روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس

محمل ما را بود ساز شکست دل جرس

می‌توان امروز بودن فرش پای آفتاب

شب‌روان راه را چون سایه نبود بیم کس

تا نباشی رهنورد وادی دشت عدم

کی رسی در جاده اقبال این بال فرس؟!

بی‌فنا حاصل نگردد دولت دیدار او

کس چسان سازد تمنای وصال او هوس؟!

پختگان را کی بود از صحبت دونان گزیر

شعله را بسیار باشد احتیاج خار و خس!

کارگاه باغ امکان را بود نیرنگ‌ها

زاغ در صحرا و بلبل گشته محبوس قفس

خانه دل را تو از زنگ کدورت صاف کن

می‌شود آیینه اینجا تیره از جوش نفس

هرکه را باشد به قدر مشرب خود جاده‌ای

کی بود فیل دمان را تاب یک گشت فرس؟!

اشک در راه طلب باشد دلیل مدعا

کاغذ ابری بود آیین عشق بوالهوس

دل به دزدی می‌رود امشب به جعد زلف او

کی بود عیار را اندیشه چوب عسس؟!

طغرل از ضبط نفس فال سعادت می‌زنم

بر سر مرغ سخن بال هما باشد قفس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷ز خون دیده من نامه به یار نویس
  2. شمارهٔ ۱۸۸گر زیان ظاهر نمایی در خیال سود باش
  3. شمارهٔ ۱۸۹گر نه‌ای صندل برو درد سر خمار باش
  4. شمارهٔ ۱۹۰چند روزی بر بنای طاق غم معمار باش
  5. شمارهٔ ۱۹۱بنای عشق گرت هست خانه ویران باش
  6. شمارهٔ ۱۹۲هرکه را باشد چو من گر شوخ سیمین‌غبغبش
  7. شمارهٔ ۱۹۳ - شمس‌الدین‌جانشهادت بسملم از یک نگاه چشم مستستش
  8. شمارهٔ ۱۹۴ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادش
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.