پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز

رهنورد ساحت صحرای هجرانم هنوز

پر شد از دور قضا پیمانه‌ام از عهد او

با وفای عشق او در عهد و پیمانم هنوز

کفر زلفش می‌کند هر دم ز من تاراج دین

باز می‌گویم که من از اهل ایمانم هنوز

ماه را کردم شبیه عارضش هنگام بدر

لیک از آن کرده بیجا پشیمانم هنوز!

با ادیب عشق خواندم سال‌ها درس جنون

در سلوک عاشقی طفل دبستانم هنوز!

سینه صد چاک شد با تیر مژگانش هدف

زان سبب زحمتکش خار مغیلانم هنوز

داشتم طغرل خیال کاکلش شب تا سحر

از تصورهای گیسویش پریشانم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹ای عارض گلگون تو از باده گهرریز
  2. شمارهٔ ۱۸۰هرچه جز عشقش مرا عار است و بس
  3. شمارهٔ ۱۸۱از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس
  4. شمارهٔ ۱۸۲بر رخش آیینه را یک چشم حیران است و بس
  5. شمارهٔ ۱۸۳با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
  6. شمارهٔ ۱۸۴آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس
  7. شمارهٔ ۱۸۵می‌روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس
  8. شمارهٔ ۱۸۶یک نگاه از چشم مخمورش تو را باشد هوس
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.