پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

بس که از زلف تو من خاطرپریشانم هنوز

سنبل است چیزی که می‌باشد به دامانم هنوز

همچو شمع نمی‌سوزم امشب از دست غمت

رفته جانم از تن و در کندن جانم هنوز

نیست ماتم گر سرم ببرید با تیغ جفا

زانکه در عیدش چو اسماعیل قربانم هنوز

آنقدر من در فراقش اشک گلگون ریختم

چون شفق خون می‌دمد از شام هجرانم هنوز

آه از شمع وفا پروانه کردم بی‌وطن

همچو زنبور عسل من خانه‌ویرانم هنوز

ناله کردم از فراقش همچو نی شام و سحر

روز و شب لیک از غمش با آه و افغانم هنوز

از کتاب عشق کردم ابتدا درس غمش

انتهایی نیست در تمهید سامانم هنوز

بس که با یاد رخش چون شمع کردم گریه‌ها

اشک حسرت می‌رود هر دم ز مژگانم هنوز

آتش شوق محبت از سر من کم مباد

بس که من پروانه شمع شبستانم هنوز

همچو گل طغرل ز عشقش جیب صبرم پاره شد

می‌دهد بوی وفا چاک گریبانم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
  2. شمارهٔ ۱۷۹ای عارض گلگون تو از باده گهرریز
  3. شمارهٔ ۱۸۰هرچه جز عشقش مرا عار است و بس
  4. شمارهٔ ۱۸۱از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس
  5. شمارهٔ ۱۸۲بر رخش آیینه را یک چشم حیران است و بس
  6. شمارهٔ ۱۸۳با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
  7. شمارهٔ ۱۸۴آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس
  8. شمارهٔ ۱۸۵می‌روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.