پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز

در بساط عشق رخماتم تو شهبازی هنوز

تیغ ابرو بی‌گنه عریان به قتلم کرده‌ای

چون عروج نشئه می بر سرم تازی هنوز

گشتم از داغ غمت سرگرم انجام فراق

دولت وصلت ندیده فرقت آغازی هنوز

نآیدت شرم از مشبک‌های سوراخ دلم

بر سرم همچون هدف تیر غم اندازی هنوز

چند گفتم در مقام وصل خودداری نما

از هجوم اضطراب ای اشک غمازی هنوز!

جان دهد لعلش به هنگام سخن اموات را

شرم دار ای مدعی طالب به اعجازی هنوز!

داشتی طغرل شکایت‌ها شب از دست فراق

از جدایی همچو نی با ناله دمسازی هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰هرچه جز عشقش مرا عار است و بس
  2. شمارهٔ ۱۸۱از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس
  3. شمارهٔ ۱۸۲بر رخش آیینه را یک چشم حیران است و بس
  4. شمارهٔ ۱۸۳با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
  5. شمارهٔ ۱۸۴آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس
  6. شمارهٔ ۱۸۵می‌روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس
  7. شمارهٔ ۱۸۶یک نگاه از چشم مخمورش تو را باشد هوس
  8. شمارهٔ ۱۸۷ز خون دیده من نامه به یار نویس
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.