پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس

بر جراحت‌های قلبم یک نمکدان است و بس

گر نباشد مدعا عرض نیاز خویشتن

از عرق بر روی ساحل موج طوفان است و بس

تحفه دیگر ندارم درخور عرض ادب

پیشکش در پیش تیغش جوهر جان است و بس

صد کتاب حکمت درس جنون را خوانده‌ایم

یک جهان دیوان ولی یک بیت ویران است و بس

نسخه‌های جوهر تیغش نمی‌دانم ولی

آنقدر دانم که او یک مد احسان است و بس

گرچه می‌ریزد به خاک هر دری صد آب رو

مدعای سائل از ابرام یک نان است و بس

ظلمت زلفش که یارب خط اسکندر مباد

در خیال‌آباد هستی یک شبستان است و بس

دم به دم موج حیا گل می‌کند از روی او

کز عرق بر عارضش جوش گلستان است و بس

طغرل از زیر و بم عشقش مرا معلوم شد

بر دلم از ناله‌هایش یک نیستان است و بس!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
  2. شمارهٔ ۱۸۴آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس
  3. شمارهٔ ۱۸۵می‌روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس
  4. شمارهٔ ۱۸۶یک نگاه از چشم مخمورش تو را باشد هوس
  5. شمارهٔ ۱۸۷ز خون دیده من نامه به یار نویس
  6. شمارهٔ ۱۸۸گر زیان ظاهر نمایی در خیال سود باش
  7. شمارهٔ ۱۸۹گر نه‌ای صندل برو درد سر خمار باش
  8. شمارهٔ ۱۹۰چند روزی بر بنای طاق غم معمار باش
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.