پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

قامتم خم گشت آخر از غم بالای ناز

یک سر مو کم مبادا از سرم سودای ناز!

این چه سامان است یارب در غرورآباد حسن

هر سر موی تو باشد ناز بر بالای ناز؟!

در چمن گر سرو او از ناز گردد جلوه‌گر

بشکند قد صنوبر از قد زیبای ناز

گرچه باشد رخصت نظاره بر رویش ولی

ساغر چشمش بود لبریز از صهبای ناز

بس که آیین نگاهش با تغافل توأم است

خفته گویا نرگسش بر بستر دیبای ناز

رایت منصور حسنش گر به بر دارد علم

بگذراند از فلک از همت والای ناز

گر شود بازار امکان پر ز جوش مشتری

نیست اندر چارسوی حسن جز سودای ناز!

پیش استاد محبت در سلوک عاشقی

خوانده‌ای درس تغافل لیک سر تا پای ناز!

انتهای کار ما آخر چه‌ها خواهد شدن

این بود گر ابتدای بی‌نیازی‌های ناز؟!

گر همین باشد سلوک عشوه نتوان یافتن

از بساط حسن او یک ذره خالی جای ناز!

آفرین طغرل برین یک مصرع بحر سخن

چین ابرو شد تبسم بر لب گویای ناز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶بس که از زلف تو من خاطرپریشانم هنوز
  2. شمارهٔ ۱۷۷رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز
  3. شمارهٔ ۱۷۸در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
  4. شمارهٔ ۱۷۹ای عارض گلگون تو از باده گهرریز
  5. شمارهٔ ۱۸۰هرچه جز عشقش مرا عار است و بس
  6. شمارهٔ ۱۸۱از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس
  7. شمارهٔ ۱۸۲بر رخش آیینه را یک چشم حیران است و بس
  8. شمارهٔ ۱۸۳با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.