پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

شب که با یاد رخت داشت دلم سوز و گداز

برق آهم به تکاپوی تو شد در تک و تاز

هوشم از سر به خیال سر زلف تو برفت

همچو موسی طرف طور دوان از پی راز

صانع روز ازل را تو چه خوش مصنوعی

که به عکس تو بود آیینه را روی نیاز!

لعبتان را روش پرده افسون یک موست

کرده زیر و بم عشق تو مرا لعبت باز

چون به هنگام خرامی تو به گلگشت چمن

چشم نرگس به تماشای جمالت شده باز

مست صهبای جمالی و به خود می‌نازی

یا مگر کلک قضا بسته اساس تو ز ناز؟!

مرغ دل بس که به تیر نگهت معتاد است

صرف هر سفله مکن جانب طغرل انداز!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵گرچه در راه محبت در تک و تازم هنوز
  2. شمارهٔ ۱۷۶بس که از زلف تو من خاطرپریشانم هنوز
  3. شمارهٔ ۱۷۷رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز
  4. شمارهٔ ۱۷۸در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
  5. شمارهٔ ۱۷۹ای عارض گلگون تو از باده گهرریز
  6. شمارهٔ ۱۸۰هرچه جز عشقش مرا عار است و بس
  7. شمارهٔ ۱۸۱از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس
  8. شمارهٔ ۱۸۲بر رخش آیینه را یک چشم حیران است و بس
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.