پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

ای روی تو آفتاب خاور

لعل لب تو زلال کوثر!

صد معجزه مسیح داری

افسوس که نیستی پیمبر!

فرق تو میان خوبرویان

چون فرق عرض بود ز جوهر

گر مصر جمال را عزیزی

یوسف نبود تو را برابر!

ای آمده با قد بلندت

شمشاد غلام و سرو چاکر!

همشیره کهتر تو مهتاب

خورشید بود تو را برادر!

خاک قدم تو کحل بادا

در چشم سپهر چرخ اخضر!

از خاک عدم به ذوق خیزم

رانی به سرم تو گر تکاور

امروز شکسته بیت طغرل

بازار نبات و نرخ شکر!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳شب که با یاد رخت داشت دلم سوز و گداز
  2. شمارهٔ ۱۷۴قامتم خم گشت آخر از غم بالای ناز
  3. شمارهٔ ۱۷۵گرچه در راه محبت در تک و تازم هنوز
  4. شمارهٔ ۱۷۶بس که از زلف تو من خاطرپریشانم هنوز
  5. شمارهٔ ۱۷۷رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز
  6. شمارهٔ ۱۷۸در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
  7. شمارهٔ ۱۷۹ای عارض گلگون تو از باده گهرریز
  8. شمارهٔ ۱۸۰هرچه جز عشقش مرا عار است و بس
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.