پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد

بهر کشتن معجز لعلش حیات از سر دهد

خواهم از لعلش به صد زاری اگر آب حیات

در گلوی تشنه‌ام آب از دم خنجر دهد

در خرابات مغان پیمانه گر قسمت کند

غیر را رطل گران بخشد مرا ساغر دهد

بی‌گنه بنواخت ما را نه مسلمانی است این

کاینچنین دشنام بیجا کس نه با کافر دهد!

نکهت روی گلش با ما نمی‌دارد روا

لیک چون با دیگران از گلشن دل بر دهد!

غیر ما را همچو ناصح حرف‌ها گوید به خیر

در سوال من ولی پاسخ ز شور و شر دهد!

دفتر جرم رقیبان محو سازد صد هزار

بی‌سبب از قهر با طغرل دو صد دفتر دهد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید
  2. شمارهٔ ۱۵۷بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آید
  3. شمارهٔ ۱۵۸ای نگاه شفقت‌آمیزت مرا از جان لذیذ
  4. شمارهٔ ۱۵۹هرکجا گر گردبادی حلقه می‌سازد غبار
  5. شمارهٔ ۱۶۰در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار
  6. شمارهٔ ۱۶۱کس نباشد به سیر این گلزار
  7. شمارهٔ ۱۶۲بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار
  8. شمارهٔ ۱۶۳آنقدر دارد صفا آیینه رخسار یار
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.