پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار

یاد پری نمودی تو مینا نگاه دار

آمد قماش حسن به بازار اعتبار

سودای یوسفش به زلیخا نگاه دار

شرط تکلفات شرف شد ترا ادب

هرجا اگر نشینی تو آنجا نگاه دار!

گه شکوه فراق تمنا کند دلم

یارب ازین خیال تو ما را نگاه دار!

در مهره‌های نرد غم اوست برد و بای

دستی بکش ز دامن او یا نگاه دار!

ضبط عنان دل نبود ای هوس به ما

ما را به ما گذار و دل ما نگاه دار!

چون شمع تیغ عشق ببرد سر ترا

شرط مروت است تو هم پا نگاه دار!

ساقی به یادگاری ایام وصل او

قدری ز باده در ته مینا نگاه دار

طغرل خجل ز مصرع زیبای بیدلم

مشت عرق به منع تقاضا نگاه دار!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار
  2. شمارهٔ ۱۶۳آنقدر دارد صفا آیینه رخسار یار
  3. شمارهٔ ۱۶۴تا شنیدم از صبا افسانه‌های زلف یار
  4. شمارهٔ ۱۶۵پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در
  5. شمارهٔ ۱۶۶در حریم یار گر آری گذر
  6. شمارهٔ ۱۶۷ای غنچه‌دهن لب تو شکر
  7. شمارهٔ ۱۶۸باز جانم شد فدای چشم خمار دگر
  8. شمارهٔ ۱۶۹تا خیال صورتش شد دیده‌ام را جلوه‌گر
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.