پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

آنقدر دارد صفا آیینه رخسار یار

عکس چون نظاره از لغزش نمی‌گیرد قرار!

جوهر فرد دهانش جزو بی‌اجزاء بود

از جوار قسمت او مدعی شد شرمسار

با یکی هجران دو روز وصل فال توأم است

در رهش تا دیده‌ام شد ز انتظاری‌ها دچار

سبزه لعل لبش ز اعجاز یاقوتی دهد

نسخ تعلیق برات عاشق از خط غبار

شهره آفاق شد از عشق شیرین کوهکن

نام مجنون است از سودای لیلی یادگار

اختیار روضه جنت ندارم از درش

آشیان مرغ عنقا کی بود شاخ چنار؟!

طغرل از گفتار رنگین تو چون اوراق گل

می‌سزد جزو تو را شیرازه از رنگ بهار!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در
  2. شمارهٔ ۱۶۶در حریم یار گر آری گذر
  3. شمارهٔ ۱۶۷ای غنچه‌دهن لب تو شکر
  4. شمارهٔ ۱۶۸باز جانم شد فدای چشم خمار دگر
  5. شمارهٔ ۱۶۹تا خیال صورتش شد دیده‌ام را جلوه‌گر
  6. شمارهٔ ۱۷۰ای خرام ناز تو چون جلوه طاووس نر
  7. شمارهٔ ۱۷۱ای روی تو آفتاب خاور
  8. شمارهٔ ۱۷۲آه ازآن روزی که گردیدم من از وصل تو دور
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.