پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار

جامه‌ای همچون پر طوطی به بر دارد بهار

دم به دم آیینه‌سان در عشرت‌آباد چمن

شاهد گل‌های رنگین جلوه‌گر دارد بهار

از خط ریحان لعل او مرا معلوم شد

بر لب دریای رحمت نیلوفر دارد بهار!

می‌رساند شیر اندر کام طفلان نبات

از تقاضای موالیدش خبر دارد بهار

بسته محمل رنگ گل بر ناقه باد صبا

گوییا زین باغ آهنگ سفر دارد بهار

چون نگه در آشیانش حاجت پرواز نیست

بس که از رنگ پریدن بال و پر دارد بهار!

آنقدر در باغ امکان کرده سامان کرم

شاخ هر نخلی که بینی پر ثمر دارد بهار

از شعاع شعله هر صفحه گل روشن است

بس که از اعجاز یاقوتی خبر دارد بهار

در گریبان تأمل فرصت اندیشه نیست

دامنی از راه سرعت بر کمر دارد بهار

صد چمن گل گر نماید پیش چشمش جلوه‌ای

کی به غیر از رنگ و بو مد نظر دارد بهار؟!

آفرین بر مصرع بیدل که طغرل گفته است

چشم وا کن رنگ و اسرار دگر دارد بهار!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴تا شنیدم از صبا افسانه‌های زلف یار
  2. شمارهٔ ۱۶۵پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در
  3. شمارهٔ ۱۶۶در حریم یار گر آری گذر
  4. شمارهٔ ۱۶۷ای غنچه‌دهن لب تو شکر
  5. شمارهٔ ۱۶۸باز جانم شد فدای چشم خمار دگر
  6. شمارهٔ ۱۶۹تا خیال صورتش شد دیده‌ام را جلوه‌گر
  7. شمارهٔ ۱۷۰ای خرام ناز تو چون جلوه طاووس نر
  8. شمارهٔ ۱۷۱ای روی تو آفتاب خاور
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.