پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

کس نباشد به سیر این گلزار

تا کند امتیاز گل از خار

بر حصول مزارع امید

دانه‌های سرشک غم می‌کار

غره منشین که فتنه‌ها دارد

گردش انقلاب لیل و نهار!

هست در ساز عاشقان اثری

نیست این زیر و بم به موسیقار

مثل دهر خواب خرگوش است

گرچه باشد دو چشم او بیدار

قوت جذب عشق می‌آرد

سر منصور ما به پای دار

رتبه تخت جم شود حاصل

عاشقان را ز سایه دیوار

از سر دل گذر چو من اکنون

آرزویت بود اگر دلدار

سحر زاهد نگر که می‌باشد

شعبه‌ای از فسونش استغفار

بس که در زلف شاهدان چمن

زده مشاطه آب و رنگ بهار

همچو آیینه دشت و کوه و دره

می‌نماید به چشم من هموار

بخت بد بر سرم نشسته چنان

چغد ویرانه بر سر دیوار!

امتیازی نمی‌توان کردن

حلقه زلف او ز حلقه مار

طغرلم محو مصرع بیدل

کم ما‌ هم مدان کم از بسیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳آنقدر دارد صفا آیینه رخسار یار
  2. شمارهٔ ۱۶۴تا شنیدم از صبا افسانه‌های زلف یار
  3. شمارهٔ ۱۶۵پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در
  4. شمارهٔ ۱۶۶در حریم یار گر آری گذر
  5. شمارهٔ ۱۶۷ای غنچه‌دهن لب تو شکر
  6. شمارهٔ ۱۶۸باز جانم شد فدای چشم خمار دگر
  7. شمارهٔ ۱۶۹تا خیال صورتش شد دیده‌ام را جلوه‌گر
  8. شمارهٔ ۱۷۰ای خرام ناز تو چون جلوه طاووس نر
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.