پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

ای نگاه شفقت‌آمیزت مرا از جان لذیذ

هرچه باشد در جهان خوشتر مرا از آن لذیذ

هست در کامم گوارا تلخی زهر غمت

گرچه باشد در مذاق هر گدایی نان لذیذ

من گرفتارم کنون با درد بی‌درمان تو

شربتی بیمار را کی باشد از درمان لذیذ؟!

جانب ما مستمندان کن خدا را یک نظر

هیچ نبود در جهان نیکوتر از احسان لذیذ!

مردم از فریادت ای رشک بتان کابلی

گوییا باشد به گوشت ناله افغان لذیذ!

حرفی از لعل تو باشد گوهر قیمت‌بها

می‌نباشد هر متاعی کش بود ارزان لذیذ

در سخن طغرل طریق پختگان را پیشه کن

میوه‌ات گر خام باشد نیست در دندان لذیذ!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار
  2. شمارهٔ ۱۶۱کس نباشد به سیر این گلزار
  3. شمارهٔ ۱۶۲بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار
  4. شمارهٔ ۱۶۳آنقدر دارد صفا آیینه رخسار یار
  5. شمارهٔ ۱۶۴تا شنیدم از صبا افسانه‌های زلف یار
  6. شمارهٔ ۱۶۵پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در
  7. شمارهٔ ۱۶۶در حریم یار گر آری گذر
  8. شمارهٔ ۱۶۷ای غنچه‌دهن لب تو شکر
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.