پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

تا شعاع مهر از جیب تو روشن می‌شود

دامن هر ذره از آیینه خرمن می‌شود

پرده دیگر به مضراب غمش در کار نیست

از بم و زیر جنون این ناله شیون می‌شود

نیست امکان تا به عرض آرم حدیث وصف او

بس که از حیرت زبانم همچو سوسن می‌شود

وصل داری آرزو شو بسمل شوق طلب

مشکلات درس در او حل از تپیدن می‌شود

حیرت ما گر شود سرگرم عرض مدعا

جوهر آیینه یکسر چین دامن می‌شود

در حریم وصل او هر لحظه در بزم ادب

آشیان مرغ رنگم از پریدن می‌شود

پیکر ما نیست محتاجی به تشریف دگر

عاقبت این خاکساری کسوت تن می‌شود

طغرل از بهر ضیاء پرتو مهر رخش

هر بن مو بر تنم مانند روزن می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد
  2. شمارهٔ ۱۵۶ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید
  3. شمارهٔ ۱۵۷بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آید
  4. شمارهٔ ۱۵۸ای نگاه شفقت‌آمیزت مرا از جان لذیذ
  5. شمارهٔ ۱۵۹هرکجا گر گردبادی حلقه می‌سازد غبار
  6. شمارهٔ ۱۶۰در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار
  7. شمارهٔ ۱۶۱کس نباشد به سیر این گلزار
  8. شمارهٔ ۱۶۲بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.